بغضی سنگین گلویم را فشار می دهد...

 

و چشمانی که میخکوب معصومیت سوخته ، توان گریستنش را از دست داده است ...!

 

چقدر مگر هزینه داشت .. استاندارد بودن یک کلاس ... یک مدرسه ... و یا خانه ای محـقــر ؟!

 

 چقدر غــیـــرت برای ما باقی مانده است ...؟!

 

 

Clik .... چشمت اگر طاقت ندارد، بگریز از این وادی پر درد

 

 

می دانی ؟! همش  نچ و نچ .... واییییی .... الهی ... آخی بمیرم ... و غیره سر می دهیم .

 

تو ! ... آره خود تو ، حاضری دست در جیب های مبارکمان کنیم و لطافت معصومشان را دوباره برگردانیم؟

 

اُه ... یادم نبود !!!

 

شهریه دانشگاه... کرایه خانه... قبض های نجومی... گرفتن عروسی در مجلل ترین هتل ها... خرید لباس های

مارک دار... یه سفر کوچیک به کیش و دبی و ارض الهدایا ...!

 

حیف شد .. می خواستم کمکشان کنم اما ....

 

 

 

 پ.ن ۱: از تمام کسانی که با دیدن این عکس ها ممکنه ناراحت بشند، یا  از قرار دادن این لینک در وبلاگم تعجب بکنند، خواهش می کنم کلیک نکنید !

 

 پ.ن ۲ : تشکر از دوست خوبمِ؛  ترنج اس ام .

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط ر و یا در شنبه 21 اردیبهشت1387 | لينک ثابت