ارزانی
چه کسی میگوید که گرانیست اینجا
دوره ی ارزانیست
چه شرافت ارزان
تن عریان ارزان
و دروغ از همه چیز ارزانتر
آبرو قیمت یک تکه نان
و چه تخفیف بزرگی خورده است
قیمت یک انسان

پ.ن : متاسفانه اسم شاعرش رو نمی دونم !
چه کسی میگوید که گرانیست اینجا
دوره ی ارزانیست
چه شرافت ارزان
تن عریان ارزان
و دروغ از همه چیز ارزانتر
آبرو قیمت یک تکه نان
و چه تخفیف بزرگی خورده است
قیمت یک انسان

پ.ن : متاسفانه اسم شاعرش رو نمی دونم !
چقدر آغوش باید ...!
که تمام تو را
در عبور از چشمان خیس وداع
به یکباره در بر گیرد ....؟!
که ایستگاه قطار فردا،
پر از پنجره های تر است...!
و من در هوای نبودنت
چـــه ســخـــــت ...!
بـغـض دلتنگی دستانت را
آرام فرو می دهم
که مباد ...!
چانه ی لرزان رفـتــنم
لبخند های لاغر تو را
پشت شیشه های سرد غربت
از مـــــــن بگیرد ...!
و تو در دورترین ریل نگاهت
نـبــض رفتنم را می گیری ...!
مگر دردناک تر از این هم می شود ...؟
که تـــمـــام چـمـدان هایم
تــــو را فریاد می زنند
و مــن برای دیـــــدنــــت
چشمانـــم را به خواب می برم ...!

پ.ن ۱ : نمی دانم جهان، مردی حـتـی شــبـــیـه تو را ... باز به خود خواهد دید ؟!
پ.ن ۲ : پــــدر .... مرد اسطوره ای من ....!