خورشید با من است !
پرم از حس دریا
و غروبی در دست
چشمهایم انگار ...
به ابرها نمی رسند
ابرها اما ...
مدام می گریند در وداع چشمانم
و دل کـندن از ... !
زرد و نارنجی این خاک
مــــن !!!
به رفتن قانعم
خورشید با مـن است
بـبـیـــن !
طالع دستانم چه نورانـیست ... !!!

