شرقی من
چشـمانم
ترجمان ناگفته هایم ...!
و مردمکی
که مدام می چرخد
زیر رویایی وهــم آلـود ...
و لبــخنـدی
که بی دلیل می بندد
تمام نـقوش وحشتم را !
از کـــدام مشـرقـی تـــو ...؟!
که هیـچ آفـتــابی نمی شوی
گـریــه کن ...!
گــاه گــاهی
شــــایـــد
واژه های سوخته ام
جــان بگیرند !
+ نوشته شده در ۱۳۸۶/۱۱/۱۰ ساعت توسط ر و یا
|