به زلال ترین خواهر دنیا ....
در خود که فرو می روم ، فراموش می کنم حضور پاک تـــو را. آنــقــدر که از یاد می برم سهم خواهری ام را .....!
و تو معصومانه به دفتر هایت پناه می بری و با دلنوشته های مغمومت، حضور کمرنگ مرا آنقدر پر رنگ جلوه می دهی، که از یاد می برم این تو بودی که همیشه در کنارم بودی، نه من !
و اشک های معصومت را آرام پاک می کنی و هق هق ات را فرو می بری تا نفهمم گریه ات برای غم های من بود نه مشکلات خودت ! و ماهرانه بغضت را بسط می دهی به نمره نا عادلانه ای که در کلاس گرفتی . و من بی تفاوت از کنار حجم شیشه ایت رد می شوم ..... !
+ نوشته شده در ۱۳۸۶/۰۶/۰۳ ساعت توسط ر و یا
|