تقدیم به جناب
عبد القادر بلوچ

 

 

 

 

کسانی که نصفه نیمه زندگی کرده اند، باید بارها و بارها به کالبد زمینی شان پرتاب شوند، آنها باید از صافی رنج بیشتری گذر داده شوند، زیرا تنها رنج، نا خالصی ها را تصفیه می کند اما رنج نا آگاهانه ثمری ندارد. فقط وقتی انسان آگاهانه به ساحت رنج، گام می گذارد، پاکیزه از آن بیرون می آید.
زندگی مالامال از رنج و شادمانی است. تو باید آگاهانه از جام های رنج و شادکامی زندگی بنوشی. هر اندازه عمیق تر به ژرفای رنج ها و شادی هایت فرو بروی، شگفت زده تر خواهی شد، زیرا آنها را دو روی یک سکه خواهی دید. آنگاه که این حقیقت را بدانی، سکه از دستت می افتد، دیگر به خوشبختی های کوچک خود چنگ نمی زنی زیرا می دانی که چیزی جز رنج را چنگ نزده ای. از رنج هایت نیز هراسناک نمی گریزی زیرا که می دانی روی دیگر سکه شادمانی های توست.
ولع سیری ناپذیرت به خوشبختی، به همراه ترست از رنج ها، همه با هم فرو خواهند ریخت.
آنگاه تو آزادی و این پرنده ی آزاد، میل بازگشت به قفس را ندارد !

 

 

                                                                      اوشو  ( عارف معاصر هندی )

 

 

 

 

 

پ.ن : از درج نظرات توهین آمیز به هر فرد ... قوم ... و ملیتی واقعاً معذورم ...!

امیدوارم فرهنگ تبادل نظر و انتقاد کردن بدون اهانت و گزافه گویی، هرچه سريعتر بين ما ايرانيان رواج پيدا كند.