شايد
از پشت اين همه فاصله
صدايت مي كنم.......
شايد فرياد سكوتم را بشنوي
شايد از پشت ديوار سنگی زمان
نگاه خسته ام را دريابي
كه با ترديد، هر روز مي گويد
شايد بيايي....
شايد بيايي.....

هنوز نگاه دلنشين و مهربانت
در پس پرده ديدگانم موج مي زند
هنوز هرم نفس هايت،در خلوتم
گونه هايم را نوازش مي دهد
شايد بيايي.....
شايد بيايي....!
+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۰۷/۰۸ ساعت توسط ر و یا
|