وبلاگ زندگی
وبــــــلاگ زنــــــــــدگی رو باز می کنم
وبلاگی پـــــــر از خاطره های با تـــــــوبودن
به پست های مختلف اون نگاه می کنم....
عشــــــق و احســــــاس در سر تا سر اون موج می زنه
اما احساس می کنم بعضی مطالبش رو باید باز سازی کنم !
بخش مدیریت زندگی رو میارم
مطالب زیادی رو می بینم
روی فاصله کلیک می کنم....
عـــــکــــس تو رو می بینم تو یه گوشه از صفحه زندگی
و عکس خودمو ، تو یه گوشه دیگه ...
من به تـــــــو نگاه مي كنم..... و تو ، به مــــــــن !
عكس ها رو ميارم پيش هم
كنار هم براي هميــــــشه....
حـــــــالا.... هر دومون به يك جا نگاه مي كنيم!
تغييرات رو ثبت مي كنم
وبلاگ زندگي رو refresh می کنم
چقدر قشنگ تر شد....
حالا ديگه کنار همیم و افــــــق دیدمون یکی شده !!!
دوباره می رم بخش مدیریت زندگی
این بار روی فرهنگ و مذهب کلیک می کنم....
چقدر اینجا مبهم و نا خواناست !
سریع،فونتها رو عوض ميكنم و همه رو يك نوع انتخاب مي كنم
رنگ قلم رو يـــــكرنـــــگ مي كنم......
بعضي جاها پرنگ تر ..... بعضي جاها كمرنگ تر
فاصـــــــله سطر ها رو كمتر مي كنم
پاراگراف ها رو به هم نزديــــــــــك تر مي كنم
يه عكس قشنگ ميذارم از آدم هايي كه دست در دست همند
اما هر كدوم ازيه ديـــــــــــــن و نـــــــژاد و فرهنـــــــــگ ...!
با حسرت به عكس نگاه مي كنم
چه روياي زيبايي ......!!!
تغيرات رو ثبت مي كنم
دوباره وبلاگو refresh مي كنم
خداي من .... چقدر عالي شد!!!
حالا احساس آرامش مي كنم
ديگه فاصله سطر ها و پاراگراف ها و فونت هاي مختلف و ....
فكرم رو مشغول نمي كنه.
دوباره به مطالب خيره مي شم
اين بار روي دوست داشتن كليك مي كنم...
واي .... اينجـــــــا چقـــــــدر زيبـــــاســــــــت !
پر از احســــــــاس پاكـــــــــــــه
پر از عشــــــــق .... پر از دوســـــــت داشتن
پر از دلتنـــــــــگي براي لحظه اي همدیگر رو ندیدن
اينجا اصلاً باز سازي نمي خواد
فقط كاش مي شد اونو read only كرد
كه اين احساسات پاك و صميمانه
براي هميشه .......
براي هميشه دست نخورده بر صفحه زندگي به جا بمونه !
