هیچ .... !

آنقدر ساده گذاشتی بگریم
که نفهمیدی سیل ،تو را هم برد
جز هیچ ،هیچ ندارم که بگویم
این آخرین خنده های لاغرم بود
شاید دیگر مرا نبینی !
۴ بامداد ...
+ نوشته شده در ۱۳۸۶/۰۱/۰۴ ساعت توسط ر و یا
|